هر وعده که دادند به ما باد هوا بود

 

هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود

 

چوپانی این گله به گرگان بسپردند

 

این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟

 

رندان به چپاول سر این سفره نشستند

 

اینها همه از غفلت و بی حالی ما بود !

 

خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند

 

هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود

 

گفتند چنینیم و چنانیم , دریغا ...

 

اینها همه لالایی خواباندن ما بود !

 

ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند

 

یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود !!!!!

 

( ایرج میرزا )