1413600610313.jpg

 

بارالها…


از كوی تو بیرون نشود


پای خیالم 


نكند فرق به حالم ....


چه براني،


چه بخوانی…


چه به اوجم برسانی 


چه به خاكم بكشانی…


نه من آنم كه برنجم


نه تو آنی كه براني..


نه من آنم كه ز فیض نگهت چشم بپوشم


نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی


در اگر باز نگردد…


نروم باز به جایی


پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی


كس به غیر از تو نخواهم


چه بخواهی چه نخواهی


باز كن در كه جز این خانه مرا نیست پناهی ....