گوهر یکدانه
جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
حالیا خانه بر اندازدل و دین من است
تا در آغوش که میباشد و همخانه کیست
باده لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
باز پرسید خدا را که به پروانه کیست
میدهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانه کیست
یارب آن شاه وش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یکدانه کیست
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست
ای صاحب فال عاشق کسی هستی که نمی دانی آیا او هم شما را دوست
می دارد یا نه و این فکر شب و روز ذهن تو را مشغول کرده و آرام و قرار
نداری . به خود جرات و جسارت بده و این موضوع را با او در میان گذار
تا از نگرانی و سر گردانی به در آیی . خدا با توست و موفق خواهی شد .
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد.